{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمستان است

زمستان است
دو میل و یک کاموا
و من خیال می بافم
خیالِ تو را
و اندازه می زنم با دورِ بی تفاوتی ات
اندازه نمی شود
می شکافم
و دوباره از سر می گیرم
می بافم
و اندازه می زنم
و باز می شکافم
و دوباره از سر می گیرم
و دوباره... زمستان تمام می شود
و خیالِ نیمه بافته ام
بلاتکلیف می ماند
دیدگاه ها (۱)

زمستانیک تـو می‌خواهد.یک تو که دستانش را بشودبی هیچ دلهره‌‌ا...

دانۍکه نِگاهی به نگاهَت نِگران است؟در مرگ دلم پایِ خیالت به ...

نفسم .کاش هم اینک توکنارم بودیدست در دست وشبی بازتویارم بودی...

" اِذا زلزالت ِ" العشق و ... " اِذا ز ِلزال ِ " چشمانت مرا ...

هنوز حرف‌می زنم، هنوز راه می‌رومبه سمت جای خالی‌ات‌، به اشتب...

پارت دوازدهمشب قبل از عروسی، آت خوابی دید. همان رویای تکراری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط