{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فکر می کردم در آغوشش بگیرم بهتر است

فکر می کردم در آغوشش بگیرم بهتر است
بعدها دیدم در آغوشش بمیرم بهتر است

گرم آغوشش شدم ،دست و دلش لرزید و گفت:
شاید از دستت دلم را پس بگیرم بهتر است
از قفس، هرکس رهایت می کند، عاشقتر است
این که من با آن که آزادم، اسیرم، بهتر است
عشق من ! این روزهــا آزادگان زندانی اند
زندگی، بی عشق، زندان است، گیرم بهتر است!!
دیدگاه ها (۱)

دانــے از زندگـے چه میخواهـم؟مـن تـو باشـم،پای تا سـر تو!زند...

نفسم .کاش هم اینک توکنارم بودیدست در دست وشبی بازتویارم بودی...

چه روزی از این بهتر؟!دست‌هایی که در قفس اسارت، پرچم ایران را...

روی مرز خیانت『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』 بعضی مرزها با یه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط