{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حالش را در دفترش این‌گونه وصف کرده بود:

حالش را در دفترش این‌گونه وصف کرده بود:
پیچیده‌شده در رختِ فراموشی و اندوه،
از یادها رفته و در دردها مانده.
دیدگاه ها (۰)

ترسم این است بارِ دیگر کسی را دوست داشته باشم و به او یادآور...

«و آیا عشق همین نبود؟ که بعد از آمدنِ تو خودم را بیشتر دوست ...

‍خورشید را در آسمان را میبینۍ ؟ ‍درخشش چشمٱن تو ، بسي‌‍ار ...

بغضِ مستتر هنگامِ خداحافظی‌ام را هم نفهمیدی. البته، تو هیچ‌و...

برای اندوهِ بی‌پایانمشعر بگو؛ نه از رفتن، نه از فراموشی...از...

🚩توله ی عقب‌ماندهٔ شاه؛ ۸ تیر:این جنگ حاصل سفر دو سال پیش من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط