من که مستعمره ام شعله به جانم تو بکش

من که مستعمره ام ، شعله به جانم تو بکش
قصد فتحم کن و از زیر زبانم تو بکش

تو بگو، حرف به حرفش همه بر گردن من
قاتلم باش! بیا خیمه بزن بر تن من

با سرانگشت کمی معجزه کن روی تنم
زیر گوشم تو بخوان "عاشقِ عاشق شدنم"

بغلم کن، بغلم شوق رسیدن دارد
بوسه با طعم عسل لذت چیدن دارد

پویا جمشیدی
دیدگاه ها (۴)

#خوشمزه

رمان j_k

خاطرت خیلی عزیز است دیوانه جان🌸💞🌸و من برای دوست داشتنت مگر م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط