یادداشت جناب آقای حسین تقدیسی پیرامون مثنوی کوردنامه
یادداشت جناب آقای حسین تقدیسی پیرامون مثنوی کوردنامه
قرار نیست هنجارشکنی و رستاخیز جامع الاطرافی در این "کردنامه" لحاظ شود. خلاف آمدی هم اگر هست دهن کجی مودّبانه ای به پروژه ی تَتریک، تَعریب، تَبعیث، تَهجیر، تَجهیل، تَجویع، سیاست زمین سوخته، جعل تاریخ،انهدام جمعی و... است. فسیلی ترین و قرون وسطایی ترین ابزارهای اِمحا و سرکوب در آنات و سر بزنگاه هایی که:
گرم می تابد،ماه
در غیاب سیم های خاردار
بر یخ های "اسکاندیناوی"
حتّی، بر گستره ی اروپا. حال آن که کمتر از صد سال پیش، همین حضرات، در حیطه ی دیپلماسی سیم خاردار، قِلـِفتی و یک تکّه، به حساب ناف جگرگوشه های هم و مستعمرات نه چندان کم شان می رسیدند!
مرا با طیف طبق معمول یا همان اکثریّت ساکت که به باور روشنفکر ترک، دکتر "یالچین کوچوک"، "همه چیزشان تقلیدی شده است: زنان، عروسی ها و گردش ها!" -و در عین حال محترم می شمارم شان!- کاری نیست. بدون شک، اینان مرا حوالت به وجدان های هوشیار و با انصاف و بی گزاف مردمان خود می دهند. "اغریرث" و "پیران ویسه" صفتانی چون دکتر "یالچین کوچوک"، دکتر"اسماعیل بشیکچی"، "هادی العلوی"(اندیشمند و نویسنده ی عراقی) و...الخ. به قول "نزار قبّانی":
آن ها تنها گواهانی هستند
که دیگران در آن
زیبایی تو را
و دیوانگی مرا
خواهند یافت.
"آرش پور علی زاده"، شاعر معاصر، غزل و عسل شیرینی دارد که ضمن آن فراتر از قوم و گاه ملّت، در پی وجه شَبه هایی است که آسان اند اما سخت اند! فقط یک ماهیگیر که توانایی دارد از پیراهنش به در آید، فقط یک انترناسیونالیست" دچار گرمی گفتار"، از پس اجرای این "سرود زنده ی دریانوردهای کهن" که حتّی "سعدی" از زبان کرجی بانان آب های "چین" به گوش جان نیوشیده بود می تواند بر آید. غزل "آرش" با این مصراع شروع می شود: "چشم های تو قهوه ی ترک است، ابروانت هوای کردستان". با یک چنین چشم و ابرویی است که "بازار بتان شکست گیرد". و انسان به جستجوی تازه ای از خویش جسور می شود!
#کورد
#کوردستان
#کورد
#کوردستان
#تمدن
#اصالت
#فرهنگ
قرار نیست هنجارشکنی و رستاخیز جامع الاطرافی در این "کردنامه" لحاظ شود. خلاف آمدی هم اگر هست دهن کجی مودّبانه ای به پروژه ی تَتریک، تَعریب، تَبعیث، تَهجیر، تَجهیل، تَجویع، سیاست زمین سوخته، جعل تاریخ،انهدام جمعی و... است. فسیلی ترین و قرون وسطایی ترین ابزارهای اِمحا و سرکوب در آنات و سر بزنگاه هایی که:
گرم می تابد،ماه
در غیاب سیم های خاردار
بر یخ های "اسکاندیناوی"
حتّی، بر گستره ی اروپا. حال آن که کمتر از صد سال پیش، همین حضرات، در حیطه ی دیپلماسی سیم خاردار، قِلـِفتی و یک تکّه، به حساب ناف جگرگوشه های هم و مستعمرات نه چندان کم شان می رسیدند!
مرا با طیف طبق معمول یا همان اکثریّت ساکت که به باور روشنفکر ترک، دکتر "یالچین کوچوک"، "همه چیزشان تقلیدی شده است: زنان، عروسی ها و گردش ها!" -و در عین حال محترم می شمارم شان!- کاری نیست. بدون شک، اینان مرا حوالت به وجدان های هوشیار و با انصاف و بی گزاف مردمان خود می دهند. "اغریرث" و "پیران ویسه" صفتانی چون دکتر "یالچین کوچوک"، دکتر"اسماعیل بشیکچی"، "هادی العلوی"(اندیشمند و نویسنده ی عراقی) و...الخ. به قول "نزار قبّانی":
آن ها تنها گواهانی هستند
که دیگران در آن
زیبایی تو را
و دیوانگی مرا
خواهند یافت.
"آرش پور علی زاده"، شاعر معاصر، غزل و عسل شیرینی دارد که ضمن آن فراتر از قوم و گاه ملّت، در پی وجه شَبه هایی است که آسان اند اما سخت اند! فقط یک ماهیگیر که توانایی دارد از پیراهنش به در آید، فقط یک انترناسیونالیست" دچار گرمی گفتار"، از پس اجرای این "سرود زنده ی دریانوردهای کهن" که حتّی "سعدی" از زبان کرجی بانان آب های "چین" به گوش جان نیوشیده بود می تواند بر آید. غزل "آرش" با این مصراع شروع می شود: "چشم های تو قهوه ی ترک است، ابروانت هوای کردستان". با یک چنین چشم و ابرویی است که "بازار بتان شکست گیرد". و انسان به جستجوی تازه ای از خویش جسور می شود!
#کورد
#کوردستان
#کورد
#کوردستان
#تمدن
#اصالت
#فرهنگ
- ۸۹۶
- ۲۲ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط