{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم میخواد بشینم با چاقو دونه دونه رگا متصل به قلبم و بب

دلم میخواد بشینم با چاقو دونه دونه رگاي متصل به قلبم و ببرم که خون بهش نرسه و خشک شه اینجوري مجبور میشم با مغزم تصمیم بگیرم.
من دوس دارم برم یه بلندی ، اینقد داد بزنم اینقد داد بزنم ،اینقد زیاااد داد بزنم که خون از چشمام بزنه بیرون "
تو مغزم پر از حرف و خشمه ولی هیچ کاری نمیتونم کنم جز لبخند زدن:]
این لبخندو انگار با میخ کوبوندن رو لبام . دست من بود کلی بد و بیراه میگفتم ، فریاد میکشیدم گریه میکردم.
از دست خیلی چیزا عصبی ام انقد که دوست دارم همین الان سرم بترکه "]]!
دیدگاه ها (۱)

#P𝗔R𝗧 : ۵۱〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦..............

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط