{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏زهی

‏زهی
صبحی
که
او
آید
نشیند
بر
سر
بالین

تو چشم از خواب بگشایی ببینی شاه شاهانی..

حضرت مولانا
دیدگاه ها (۱)

چشم که باز می کنیآمار ستاره هابالا می رودشبهای کویراز پلک زد...

اره بدون تو ته راهمه ته دنیااااست...

هر قدر نزدیک آمدم کم تر مرا دیدیبعدا شنیدم چشم هایت دوربین ب...

هیچکس...✒و خلاصه ی تمام عاشقانه ها این است :تمام نشو ...تمام...

خیال آمدنت دیشبم به سر می‌زدنیامدی که ببینی دلم چه پر می‌زدب...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط