Lost code (part1)
Lost code (part1)
درست یک ربع بعد از حرکت ات توی اون جاده خبر تصادفی به گوش اهالی اون منطقه رسید.
افراد توی مکانی که حادثه رخ داده بود جمع شدن پلیس تا رسید فوراً با نوار زرد رنگی که روش نوشته بود «هشدار» کل عرض جاده رو بست.
دو ساعت آزگار بود که پلیس داشت دنبال،شواهد،مدرک و اثر جرم میگشت و نه تنها پیداشون نکرد بلکه خبری از ات هم نبود انگار زمین دهن باز کرده بود و ات رو بلعیده بود.
پلیس تا صبح همونجا موند جاده رو بسته نگه داشت و اجازه نداد کسی رد بشه.چندبار همون اطراف رو گشتن.ماشین،خاک کنار جاده،پایین شیب،کنارهای سنگ های بزرگ و حتی پشت بوتهها،هرچی نگاه کردن چیزی پیدا نکردن.
نه رد خون،نه تیکهای از لباس،نه اثر انگشت و رد پایی،نه چیزی که معلوم کنه ات کجا رفته،فقط ماشین مونده بود و سکوت.
صبح که شد پرونده رو همونطور بسته اعلام کردن.
نوشتن که:«بعداز تصادف،راننده از محل دور شده و اثری ازش باقی نمونده»نه توضیحی بیشتر دادن نه دنبال احتمال دیگهای رفتن تا بلکه پیداش کنن.مدت کوتاهی که گذشت جاده رو باز کردن و نوار زرد رو جمع کردن.
همه چیز تموم شد،حداقل برای اونا!
درست یک ربع بعد از حرکت ات توی اون جاده خبر تصادفی به گوش اهالی اون منطقه رسید.
افراد توی مکانی که حادثه رخ داده بود جمع شدن پلیس تا رسید فوراً با نوار زرد رنگی که روش نوشته بود «هشدار» کل عرض جاده رو بست.
دو ساعت آزگار بود که پلیس داشت دنبال،شواهد،مدرک و اثر جرم میگشت و نه تنها پیداشون نکرد بلکه خبری از ات هم نبود انگار زمین دهن باز کرده بود و ات رو بلعیده بود.
پلیس تا صبح همونجا موند جاده رو بسته نگه داشت و اجازه نداد کسی رد بشه.چندبار همون اطراف رو گشتن.ماشین،خاک کنار جاده،پایین شیب،کنارهای سنگ های بزرگ و حتی پشت بوتهها،هرچی نگاه کردن چیزی پیدا نکردن.
نه رد خون،نه تیکهای از لباس،نه اثر انگشت و رد پایی،نه چیزی که معلوم کنه ات کجا رفته،فقط ماشین مونده بود و سکوت.
صبح که شد پرونده رو همونطور بسته اعلام کردن.
نوشتن که:«بعداز تصادف،راننده از محل دور شده و اثری ازش باقی نمونده»نه توضیحی بیشتر دادن نه دنبال احتمال دیگهای رفتن تا بلکه پیداش کنن.مدت کوتاهی که گذشت جاده رو باز کردن و نوار زرد رو جمع کردن.
همه چیز تموم شد،حداقل برای اونا!
- ۳۰۸
- ۲۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط