{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند وقت پیش یه جا مهمونی رفتیم سر شام یهو دیدیم زن صابخون

چند وقت پیش یه جا مهمونی رفتیم سر شام یهو دیدیم زن صابخونه هی سرفه میکنه و نفس بالا نمیاد داد میزنه"فاضلاب,فاضلاب,فاضلاب"ما همه نگاهمون رفت سمت دستشویی و حموم گفتیم حتما فاضلابش زد بالا خواستیم در ریم سمت ما نیاد که یهو دیدیم شوهرش براش آب ریخت گفت بخور عزیزم!
نگو طرف داشت شوهرشو که اسمش"فاضل"بود صدا میزد که براش آب بریزه.بدبخت غذا تو گلوش گیر کرده بود!😂😂😂

#طنز
دیدگاه ها (۱۳)

مريض بودم مامانم داشت داروهامو ميداد که خواهر کوچيکم اومد گف...

یه سری به بابام گفتم می خوام برم هلندگفت این کارت زیره به کر...

بذار دم کونمفرصت خواستن یه اصفهانی از مهمان برای دم کردن چای...

تمریناتی ویژه آن دسته افراد که شکم و پهلوهایی #چاق دارند#ورز...

اشتباه من

#Gentlemans_husband#season_Third#part_366_بی خاصیت دلت نمیسو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط