{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی از این همه مردم

یکی از این همه مردم
یکی از این شب ها
که ماه می تابد
آیا بلند خواهد گفت:
خوش آمدی؟
و یا سپیده دم، آنگه که وقت رفتن اوست
یکی زند فریاد:
که ای دویده به پهنای آسمان دشت شب، همه شب
رهانده جان من از تیرگی
سفر خوش باد.
چه مردمان بدی!
دیدگاه ها (۱)

امشب خاک کدام میکده از اشک چشم من نمناک می شود ؟ و جام...

هر چند اینجا بهشت شاد خدایان است بی تو برای من این سرزمی...

گر راست گفته اند که شیطان فرشته است چشم تو این نجیب سراپا ف...

نازنین من از این نام که می‌آید و این نام مرا می‌شکند دان...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

پارت سیزدهم: انتخابِ سیاهآسانسورِ برج با صدای ناهنجاری تا طب...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p60صداش پایین‌تر اومده بود، اما هر کلمه ا...

رقص سایه‌ها | پارت ۲۵: خشمِ بیدار شدهصدای قدم‌های نیروهای مس...

p11

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ³شب...ساعت از دو بامداد گذشته بود. س...

جادویی به نام عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط