{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و چشم های تو ایکاش شاهکار نبود

و چشم های تو ایکاش شاهکار نبود
که شاید این دل خسته به تو دچار نبود

هزار قفل زدم بر زبان خویش اما
هزارحیف که رخساره رازدار نبود

تمام داروندارم به پای عشق تو سوخت
که دل به عهد تو بستن کم از قمار نبود

قرار بود من و تو برای هم باشیم
قرار بود ... مگر نه؟ مگر قرار نبود؟

بگو چگونه به حرف تو اعتماد کنم؟
مدام عهد شکستی یکی دو بار نبود

چه زود سیر شدی از من و خدا را شکر
که داستان من و تو ادامه دار نبود
دیدگاه ها (۲)

جان دلمی تگش کن.

در قمــــار عــشق تو با تک دلم، بد باختمبیخبر بودے ولےبا رفت...

از " تو " ...به کجا ...شکایت ببرم ...؟!اینجا ...همه طرفدار "...

از تعجب دهانم باز مانده بود من و پریسا !  خانواده ما هزاران ...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART³⁸(نایون+...

پارت ۱۶چشم های کاکاشی روی اوبیتو قفل شده بود، انگار اگر لحظه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط