{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب از دفتر عمرم صفحاتی خواندم

امشب از دفتر عمرم صفحاتی خواندم
چون به نام تو رسیدم لحظاتی ماندم
همه ی دفتر عمرم ورقی بیش نبود
همه در دفتر من حسرت دیدار تو بود
دیدگاه ها (۴)

چی کشیده خخخخ

این لحظه به چشم خودم دیدم هههه

علی ابن ابیطالب : پیش از این که نسبت به کاری تصمیم بگیری مشو...

نگران نباشمن میدانم چگونهبا حسرت نبودنت تا کنمفقط برایم بنوی...

از بی وفایی های این دنیا گذشتم از هرچه بود از زشت از زیبا گذ...

آنگاه که درباره ی تو می نویسمبا پریشانی دل نگران دواتم هستمو...

🌱🍒سخت است که دلتنگ شوی، خنده نباشدمهمان تو جز حسرت ناخوانده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط