{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب از دفتر عمرم صفحاتی خواندم

امشب از دفتر عمرم صفحاتی خواندم
چون به نام تو رسیدم لحظاتی ماندم
همه ی دفتر عمرم ورقی بیش نبود
همه در دفتر من حسرت دیدار تو بود
دیدگاه ها (۴)

چی کشیده خخخخ

این لحظه به چشم خودم دیدم هههه

علی ابن ابیطالب : پیش از این که نسبت به کاری تصمیم بگیری مشو...

نگران نباشمن میدانم چگونهبا حسرت نبودنت تا کنمفقط برایم بنوی...

از بی وفایی های این دنیا گذشتم از هرچه بود از زشت از زیبا گذ...

ای کاش آسمان می‌دانست کسی را که به آغوش کشیده، تمام دارایی م...

𝑩𝒆𝒚𝒐𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑷𝒂𝒓𝒄𝒉𝒎𝒆𝒏𝒕 𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅𝒔p7اما ناگهان دست های خانم مین، تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط