{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنها

تنها
هنگامی که خاطره ات را می بوسم
درمی یابم دیری است که مرده ام
چرا که لبان خود را
از پیشانی خاطره ی تو سردتر می یابم

از پیشانی خاطره ی تو ...
ای یار
ای شاخه ی جدامانده ی من !


#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱۳)

این خوش‌پسند دیده‌ی زیباپرست من!شد رهنمای این دل مشتاق بی‌قر...

زیبا؛ آنگونه عاشقم که حرمت مجنون را احساس می کنم آنگونه ...

اين رخ رنگ رنگ من هر نفسی چه می‌شود بی‌هوسی مکن ببين  ...

دردا !دردا که مرگنه مردن شمعو نه باز ماندن ساعت استنه استراح...

مرا توبی‌سببینیستی.به راستیصِلَتِ کدام #قصیده‌ایای #غزل؟ستار...

من سراپا همہ شورم ، هیجانم با تورمزِ تمدیدِ حیاتم ؛ ضربانم ب...

پرسه در جنگل... صبح...نور خورشید آرام داخل اتاق ات افتاد.ات ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط