{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دردا !

دردا !
دردا
که مرگ
نه مردن شمع
و نه باز ماندن ساعت است
نه استراحت آغوش زنی
که در رجعت جاودانه بازش یابی

نه لیموی پر آبی که می‌مکی
تا آن چه به دور افکندنی ست
تفاله‌ای بیش نباشد

تجربه‌ای است غم انگیز
غم انگیز !

#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۲۰)

اين رخ رنگ رنگ من هر نفسی چه می‌شود بی‌هوسی مکن ببين  ...

تنها هنگامی که خاطره ات را می بوسم درمی یا...

در میان اشک ها پرسیدمش:خوش ترین لبخند چیست ؟شعله ای در چشم ت...

دختری خوابیده در مهتابچون گل نیلوفری بر آبخواب می‌بیندخواب م...

فصل 1 قسمت 1🍷پیش نویس داستان ⬇️💖[بیش از هزاران سال قبل در یک...

بررسی شعر «مریض تخت آخری» از (کاظم بهمنی) از قطعه «مریض تخت ...

در میان این هیاهو و فریادهای جیهوپ، جونگکوک همچنان مثل یک تن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط