{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو قطب مخالف💙🧡

دو قطب مخالف💙🧡
پارت دوازدهم✨️💫

# قسمت ۱۲: «شب اول اردو» 🔥❄️

**صحنه ۱ - داخلی: کلبه‌ی اردوگاه - شب**

گروه‌ها توی کلبه‌های کوچیک جا گرفتن. ساکورا با بقیه‌ی دخترا یه کلبه‌ست و ناروتو و ساسکه دوتایی یه کلبه‌ی کوچیک.

ناروتو روی تختش نشسته، به ساسکه نگاه می‌کنه که داره وسایلشو مرتب می‌کنه.

**ناروتو:** *(آروم)* ساسکه... اون چیزی که تو اتوبوس گفتی...

**ساسکه:** کدوم چیز؟

**ناروتو:** که مال توام.

ساسکه دستش میمونه روی کیفش. برمیگرده نگاهش می‌کنه.

**ساسکه:** *(مستقیم)* مشکلیه؟

ناروتو صورتش قرمز میشه ولی نگاهشو نمیگیره.

**ناروتو:** *(آروم)* نه.

---

**صحنه ۲ - بیرونی: جلوی کلبه - اواخر شب**

هر دو بیرون نشستن، آسمون پر ستاره‌ست. شونه‌هاشون به هم میخوره.

**ناروتو:** *(زیر لب)* ساسکه... از کِی؟

**ساسکه:** از کِی چی؟

**ناروتو:** از کِی اینجوری شد؟

ساسکه کمی فکر می‌کنه.

**ساسکه:** شاید از اول.

ناروتو آروم می‌خنده. ساسکه نگاهش می‌کنه - اون خنده‌ی گرم و صادق ناروتو که همیشه یه چیزی تو سینه‌ش تکون میده.

ساسکه آروم دستشو میذاره روی دست ناروتو. ناروتو نگاه میکنه به دستاشون، قلبش تند میزنه ولی اینبار انکار نمی‌کنه.

**ناروتو:** *(با لبخند)* دیوونه‌ای.

**ساسکه:** *(زیر لب)* فقط واسه تو.

**پایان قسمت ۱۲** 🌺
دیدگاه ها (۰)

دو قطب مخالف💙🧡پارت یازدهم✨️💫# قسمت ۱۱: «اردو» 🔥❄️اتوبوس دانش...

دو قطب مخالف💙🧡پارت دهم✨️💫# قسمت ۱۰: «تصمیم مشترک» 🔥❄️کاکاشی ...

دو قطب مخالف💙🧡پارت ۴✨️💫# قسمت ۴: «همکاری اجباری» 🔥❄️**صحنه ۱...

دو قطب مخالف💙🧡پارت هفتم✨️💫# قسمت ۷: «فاصله‌ای که کم میشه» 🔥❄...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط