{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از قبل “باخته” بودم

من از قبل “باخته” بودم
“مچ انداختن”
بهانه ای بود؛
برای گرفتن دوباره ی “دست تو”
دیدگاه ها (۴)

همهلرزش دست و دلماز آن بود که عشقپناهی گردد،پروازی نهگریز گا...

یک فصل از یک قصه؟نه! این را نمی خواهممی خواهم از این پستمامِ...

قرار بگذارهرجای دنیا که باشی به دیدار تو خواهم آمدچمدان خاطر...

غــُــصـّه دار که ببینــــمتنَـــفَس هَــــــــمبه کامَـــــ...

گاهی دلمـ بهانه‌اتـ را می‌گیرد…بهانه‌ی صدایتـ، نگاهتـ، حتی س...

اینم دوباره گذاشتم چون دفعه ی قبل تو تاریکی گرفته بودم بد در...

عصرها میتواند خلاصہ اے باشداز خندہ هایت تو بخند !جهان بهانہ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط