{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من گرفتار شبم در پی ماه آمده ام

من گرفتار شبم در پی ماه آمده ام
سیب را دست تو دیدم به گناه آمده ام

سیب دندان زده از دست تو افتاد زمین
باغبانم که فقط محض نگاه آمده ام

چال اگر در دل آن صورت کنعانی هست
بی برادر همه شب در پی چاه آمده ام

شب و گیسوی تو تا باز به هم پیوستند
من به شبگردی این شهر سیاه آمده ام

این همه تند مرو شعر مرا خسته مکن
من که در هر غزلم سوی تو راه آمده ام
دیدگاه ها (۴)

ﺑﯽ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻗﻔﺴﯽ ﺩﻟﮕﯿﺮ ﺍﺳﺖﺷﻌﺮ ﻫﻢ ﺑﯽ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺑﻐﻀﯽ ﺍﺑﺪﯼ ...

ابری شده چشمم که دلی سیر بباردتا بعد تو دیگر به کسی دل نسپار...

همه جا هستم و در حال تماشای تواممن تماشاگر نامریی دنیای توام...

زندگی آهسته تر من خسته امکوله بار پاره ام را بسته امزخم پایم...

خیال  در   همه عالم    بِرفت و باز   آمد که از حضور تو خوش ت...

من این شعر و جوابیه هاشو خیلی دوست دارم شما هم دوست داشتید ب...

﴿ فصل ۱ قسمت ۴۱ ﴾آراد که با دیدن لرزش شدید شانه‌های آنیا و ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط