ای که جز یار خودت با همه خو می گیری
ای که جز یار خودت با همه خو می گیری
با خبر باش به دامان هوس زنجیری
عشق یعنی بشوی محو یکی تا به ابد
از جوانی بشوی مونس او تا پیری
بچه بازی شده از عشق حذر بایدکرد
نکنی هم صد و ده بار شبی می میری
من به دنبال تو بودم تو به دنبال دگر
من برایِ تو برایِ دگری دلگیری
بی تو با عشق شدم خسته و غمگین و خراب
ای من ای مونس جانم چه بگویم سیری
سرگشته
با خبر باش به دامان هوس زنجیری
عشق یعنی بشوی محو یکی تا به ابد
از جوانی بشوی مونس او تا پیری
بچه بازی شده از عشق حذر بایدکرد
نکنی هم صد و ده بار شبی می میری
من به دنبال تو بودم تو به دنبال دگر
من برایِ تو برایِ دگری دلگیری
بی تو با عشق شدم خسته و غمگین و خراب
ای من ای مونس جانم چه بگویم سیری
سرگشته
- ۶۸۳
- ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط