{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمِ تو،

چشمِ تو،
زلف و لبانت
همه کهنه شرابند

این گیجی
و احوال زِ کدام
بادهِ ناب است ...
دیدگاه ها (۱)

غصه گاهی شاعر و گه روضه خوانت میکنددرنهایت درد هم ، سیر از ج...

طرحِ لبخندِ تو پایانِ پریشانی هاست...

در دلم جایی برای هیچکس غیر از تو نیستگاه یک دنیا فقط با یک ن...

گفتا چه کسی بود تو را شعر بیاموخت؟! گفتم: به خدا زلف تو و نا...

من ندانم زِ نگاه تو چه خواندم اما؛دانم این چشم همان قاتل دلخ...

ای آتش سودای تو دود از جهان انگیختهصد سیل خونین عشق تو از چش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط