وسط گرما تو آفتاب داشتم پیاده میرفتم خونه
وسط گرما تو آفتاب داشتم پیاده میرفتم خونه
یهو دیدم یکی داره بوق میزنه برگشتم خیابونو نگاه کردم دیدم بابام با ماشین رد
شد و دست تکون داد,
رسیدم خونه,از بابام پرسیدم چرا سوارم نکردی
میگه ماشین تازه خنک شده بود اگه سوار میشدی هوا گرم میومد تو
یهو دیدم یکی داره بوق میزنه برگشتم خیابونو نگاه کردم دیدم بابام با ماشین رد
شد و دست تکون داد,
رسیدم خونه,از بابام پرسیدم چرا سوارم نکردی
میگه ماشین تازه خنک شده بود اگه سوار میشدی هوا گرم میومد تو
- ۳.۸k
- ۲۹ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط