عَزیزم

عَزیزم
مــــی دانی؟
خواستَنَت با تَمام وجود
آن هَـــــ ـم وقتی دوری
که سایه ات هم از این حوالی نمیگذَرد
چه دَردی دارد؟
عَزیزم
نخَند
به خدا تــــمام لَحظه هایم درد دارد
تو که نمی دانـــی
تَنها قدم زدن
میان دو نفره ها در پارک
ان هم وقتی دِل اسمان بَرایت گرفته است
چه دَردی دارد
عَزیزم
نخَندتمــــام لَحظه هایم دَرد دارد
کاش می دانستی....
دیدگاه ها (۲)

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

جونگ‌کوک دست‌هایش را داخل جیبش گذاشت و آرام راه افتاد.هوا سر...

آدم‌ها فکر می‌کنند رفتن، نقطه‌ی پایانِ یک رابطه است؛ اما حقی...

«نامجون عزیز، تولدت مبارک.امروز در تقویم، روزی‌ست که خورشید ...

با تاخیر 1 روزه تولدت را تبریک می گوییم و نامه ای برایت🎂سلا...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

آرامشِ امروز ما، مدیونِ شب‌بیداری و تلاشِ مردانی‌ست که امنیت...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

💔🥀 گاهی دردناک‌ترین اتفاق، رسیدن به جایی است که دیگر هیچ درد...

نیایش شبانه با حضـــــرت عشق ❤️❤️پروردگارا🤲در این شب زیبا پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط