عَزیزم
عَزیزم
مــــی دانی؟
خواستَنَت با تَمام وجود
آن هَـــــ ـم وقتی دوری
که سایه ات هم از این حوالی نمیگذَرد
چه دَردی دارد؟
عَزیزم
نخَند
به خدا تــــمام لَحظه هایم درد دارد
تو که نمی دانـــی
تَنها قدم زدن
میان دو نفره ها در پارک
ان هم وقتی دِل اسمان بَرایت گرفته است
چه دَردی دارد
عَزیزم
نخَندتمــــام لَحظه هایم دَرد دارد
کاش می دانستی....
مــــی دانی؟
خواستَنَت با تَمام وجود
آن هَـــــ ـم وقتی دوری
که سایه ات هم از این حوالی نمیگذَرد
چه دَردی دارد؟
عَزیزم
نخَند
به خدا تــــمام لَحظه هایم درد دارد
تو که نمی دانـــی
تَنها قدم زدن
میان دو نفره ها در پارک
ان هم وقتی دِل اسمان بَرایت گرفته است
چه دَردی دارد
عَزیزم
نخَندتمــــام لَحظه هایم دَرد دارد
کاش می دانستی....
- ۳۸۹
- ۱۱ تیر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط