دوست دارم که تو اتش بزنی جانم را
دوست دارم که تو اتش بزنی جانم را
بکش اتش که از این ثانیه ها بیزارم
شب بدون و تو اغوش و لب و دلتنگی
تو چرا با دل دیوانه ی من میجنگی
من عزیزم ولی از داغ تو هی لبریزم
حجم این کوه غرور تو مگر میریزد
دور و درگیر و پر از رویایی
گفته بودند اگر شکوه کنم می آیی
من نوشتم
گله کردم
و چه تنها ماندم
زیر لب نام تو را با چه غمی میخواندم
امیر نوشت🖋️
#دلتنگی
بکش اتش که از این ثانیه ها بیزارم
شب بدون و تو اغوش و لب و دلتنگی
تو چرا با دل دیوانه ی من میجنگی
من عزیزم ولی از داغ تو هی لبریزم
حجم این کوه غرور تو مگر میریزد
دور و درگیر و پر از رویایی
گفته بودند اگر شکوه کنم می آیی
من نوشتم
گله کردم
و چه تنها ماندم
زیر لب نام تو را با چه غمی میخواندم
امیر نوشت🖋️
#دلتنگی
- ۲.۲k
- ۲۸ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط