نارنجی دلم میخواست بین خنده ها و موهات اسم تو را صدا
نارنجی دلم میخواست بینِ خنده ها و موهات اسمِ تو را صدا کنم و وقتی گفتی جانم جانَم را از نبودنت نجات دهم..️
تهِ همون کوچه که چنارا دو طرفشو گرفتن
تهِ همون یه ماچ کاشتم واست
واسه وقتایی که برگا نارنجی شدن
پاییز اومد و بارون نشست
همونوقتی بغل بگیرش
بزار گوشه لبات
خب؟
🍂🍁🍂🍁
. .
تهِ همون کوچه که چنارا دو طرفشو گرفتن
تهِ همون یه ماچ کاشتم واست
واسه وقتایی که برگا نارنجی شدن
پاییز اومد و بارون نشست
همونوقتی بغل بگیرش
بزار گوشه لبات
خب؟
🍂🍁🍂🍁
. .
- ۱.۲k
- ۲۸ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط