{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه دفه ک غمگین و افسرده بودم

یه دفه ک غمگین و افسرده بودم
خیلی داشتم غصه میخوردم و فکر میکردم
و از قضا تو wc هم بودم ب این نتیجه رسیدم
ک باس تنوع تو زندگیم ایجاد کنم
و از همون جا شروع کردم و افتابه رو از لوله اش پر کردم
با چیزای کوچیک هم میشه شاد بود
✖با تچکر....یه دختر دیوونه✖
دیدگاه ها (۲)

به سلامتی من که هزارتا خاطــــــــــــــــرخواه دارمولی دلک ...

پسر اگ زیرک باشهعشقشو تو سرما میبره بیرون بهش بستنی میدهتا د...

دست خودم نیست که اینقد تو دل برو امبررسی کنین ببینین دست شما...

o< — <\0/ \0/ \0/ ( ) / \ / \ / \تشیع جنازه منه!بالا...

رمان عشق ممنوع

رمان عشق ممنوع

رمان تو خود منی

رمان دخت من

رمان دخت من

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

رمان عشق ممنوع

رمان دخت من

معرفی نامهمن سوجین یه دختر۲۳ساله من بعد پدرم بزرگترین مافیای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط