part
part 99
سوزومه: نشم چیکارمیکنی
مری: لیاقت دستامو نداری
سوزومه: بگو خا__یه این کارو نداری
مری: امتحان کردی میگی ندارم
سوزومه: اوه حدس نزده بودم ترنسی
ری: ببینم کودومتون شعور کوتاه اومدنو داره
مری: اوه ببخشید اقا
ری: سوزی من دارم میرم خودت میری دیگه
سوزومه: تو برو جنیور گفت میاد
مری: منم دارم میرم اقا
سوزومه: فک میکنی براش مهمه
ری: سوزی
سوزومه: گودبای دوشیزه
مری رفت
ری: چرا باهاش اینجوری رفتار میکنی
سوزومه: چیه نکنه دلتو برده منو جسیکا خبر نداریم
ری: جلو جسیکا از این حرفا نزنیا حوصله جنجال رو ندارم
سوزومه: چشم قربان
ری: خب من دارم میرم
سوزومه: بای ددی
ری رفت و سوزومه وسایلاشو جم کردو رفت بیرون شرکت منتظر شد بعد چند مین یکی از نگهبانا اومد پیشش
نگهبان: خانوم به زیبایی چرا تنها وایستادی
سوزومه: نامزدم قرار بیاد
نگهبان: بیا تا وقتی که نامزدت بیاد خوش بگذرونیم
سوزومه: برو اقا مزاحم نشو حوصله ندارم
نگهبان: ناز میکنی؟ بیا خجالت نکش
سوزومه دکمه ساعتش رو زد
سوزومه: اوکی ولی یه شرتی دارم
نگهبان: چی میخوای بیبی
سوزومه: اسمتو بگو چون دوست ندارم با کسی که اسمشو نمیدونم خوش بگذرونم
نگهبان: جک فاسترم ولی میتونی ددی صدام کنی
سوزومه: میدونی ددی صاحب شرکت دوست بچگیمه و الانم اسمتو فامیلتو میدونم
نگهبان: خب که چی
سوزومه: از چیزی که فک میکردم خنگ تری......خب پای اخراج شدنت در میونه
نگهبان: از کجا میدونی بتونی ببینیش
سوزومه: تو چیکار میتونی بکنی تا نبینمش
نگهبان: میخوای امتحان کنی
سوزومه: اگه برات گرون تموم نمیشه
نگهبان: زیادی بلبل زبونی میکنی اول باید زبونتو ببرم
جنیور: عجب هوایه حیف دعوا نیست
نگهبان: به تو ربطی داره؟
جنیور: اوه ببخشید داشتم رد میشدم دیدم دو نفر دارن جرو بحث میکنن اومدم ثواب کنم
نگهبان: لازم نکرده برو مزاحم نشو
جنیور: ولی فک کنم شما مزاحم این خانومید
نگهبان: کی گفته ایشون نامزدمه
سوزومه: نشم چیکارمیکنی
مری: لیاقت دستامو نداری
سوزومه: بگو خا__یه این کارو نداری
مری: امتحان کردی میگی ندارم
سوزومه: اوه حدس نزده بودم ترنسی
ری: ببینم کودومتون شعور کوتاه اومدنو داره
مری: اوه ببخشید اقا
ری: سوزی من دارم میرم خودت میری دیگه
سوزومه: تو برو جنیور گفت میاد
مری: منم دارم میرم اقا
سوزومه: فک میکنی براش مهمه
ری: سوزی
سوزومه: گودبای دوشیزه
مری رفت
ری: چرا باهاش اینجوری رفتار میکنی
سوزومه: چیه نکنه دلتو برده منو جسیکا خبر نداریم
ری: جلو جسیکا از این حرفا نزنیا حوصله جنجال رو ندارم
سوزومه: چشم قربان
ری: خب من دارم میرم
سوزومه: بای ددی
ری رفت و سوزومه وسایلاشو جم کردو رفت بیرون شرکت منتظر شد بعد چند مین یکی از نگهبانا اومد پیشش
نگهبان: خانوم به زیبایی چرا تنها وایستادی
سوزومه: نامزدم قرار بیاد
نگهبان: بیا تا وقتی که نامزدت بیاد خوش بگذرونیم
سوزومه: برو اقا مزاحم نشو حوصله ندارم
نگهبان: ناز میکنی؟ بیا خجالت نکش
سوزومه دکمه ساعتش رو زد
سوزومه: اوکی ولی یه شرتی دارم
نگهبان: چی میخوای بیبی
سوزومه: اسمتو بگو چون دوست ندارم با کسی که اسمشو نمیدونم خوش بگذرونم
نگهبان: جک فاسترم ولی میتونی ددی صدام کنی
سوزومه: میدونی ددی صاحب شرکت دوست بچگیمه و الانم اسمتو فامیلتو میدونم
نگهبان: خب که چی
سوزومه: از چیزی که فک میکردم خنگ تری......خب پای اخراج شدنت در میونه
نگهبان: از کجا میدونی بتونی ببینیش
سوزومه: تو چیکار میتونی بکنی تا نبینمش
نگهبان: میخوای امتحان کنی
سوزومه: اگه برات گرون تموم نمیشه
نگهبان: زیادی بلبل زبونی میکنی اول باید زبونتو ببرم
جنیور: عجب هوایه حیف دعوا نیست
نگهبان: به تو ربطی داره؟
جنیور: اوه ببخشید داشتم رد میشدم دیدم دو نفر دارن جرو بحث میکنن اومدم ثواب کنم
نگهبان: لازم نکرده برو مزاحم نشو
جنیور: ولی فک کنم شما مزاحم این خانومید
نگهبان: کی گفته ایشون نامزدمه
- ۵.۴k
- ۱۷ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط