{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طوری گفتم دوستت دارم

طوری گفتم دوستت دارم
که خدا از عصبانیت با مشت روی زمین کوبید
#زلزله شد!
دوستت دارم ها از روی کتابخانه افتادند
آغوش ها از دیوار پر کشیدند
بوسه ها از سقف ریختند
چشم ها از پنجره رفتند و
آمدن ها از در!
من ماندم،
تو،
یک دوستت دارم غلیظ!
یک خدای شاکی و
یک #زلزله ی مهیب!
گفتم دوستت دارم این شد
نگران دنیا اگر نبودم می بوسیدمت عشق من!

#زلزله
#دوستت_دارم
دیدگاه ها (۸)

مو پریشان کردی و ایمان مردم سست شدحوزه ها تعطیل شد...داری چه...

‏امروز غذا گوش دادم فیلم خوردم روی مبل دویدم،روی تردمیل نشست...

تمام کائنات به فدایت،وقتی که صبح در حال مالش چشمانت با عشوه ...

از تهِ دِل خندید و با دست زد به شونَم !بهش گفتم: هنوزم عادت ...

پارت2رمان سرنوشت خاکستریروزهای بعد، مدرسه برای جونگ‌کوک تبدی...

دو پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط