{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

perinc life

پارت ۲
بعد از سه روز فیلیکس و هان و سونگمین و جونگین رو اوردن ولی همه اونا مخصوصن فیلیکس و هات و جونگین خیلی بد که نه اصلا ی چیز دیگه بودن نگهبانا از دستشون کلافه شده بودن بالاخره با چانو مینهو وچانگبین رفتیم ببینیم این جوجه کوتوله ها چرا همه رو کلافه کردن با ورودمون نگهبانا احترام گزاشتن و رفتن چانگبین ذوق داشت پس رفت تا با جونگین حرف بزنه که با صدتی بم فیلیکس متوقف شد
لیکس:اگه بهش نزدیک بشی شک نکن زندت نمیزارم
هممون پشمامون از صدای بمش ریخته بود که اون پسر دیگه که چشماش درشت بودن و شبیه سنجاب بود گفت
هان:شما کدوم گوهییی هستین چرا ما رو اوردین اینجا چی میخواین از ما هاننن؟؟؟؟؟
چان :دو دیقه دهن هاتونو خفه کنین چشم میگیم
مینهو :من برادر دومم چان برادر اول هیونجین سوم و چانگبین اخر ما چهار نفر پرنس هستیم شاهزاده های قلمروه تاریک شمال
جونگین سرشو بالا اورد و گفت:یعنی ۴ برادر افسانه ای ک همه ازشون میترسن واقعی هستن؟
چان :بله
فیلیکس :خب که چی الان به ما چه از ما چی میخواین هاااا؟؟؟
هیون :شما باید زن ما بشین
سکوت همخ جارو فرا گرفت ولی بعد از یک ثانیه
همشون:چییییییییی؟؟؟
فیلیکس:چی میگی برا خودت من پسرم بیام زن یکی از شما شم بابا چی میگیییییی تووووو؟؟
چانگبین::خفهههههههههه
همه ساکت شدن بعد از اینگه چان همه چیو توضیح داد اشک همشون در اومد و امشون فیلیکس رو بغل کردن ولی بعد جلوش سپر شدن
هان:ما فیلیکسو نمیدیم فیلیکس مال ماس
هیون :مگا وسیلس
جونگین:نمیدیم یا باید راضیمون کنی یا که نه
هیون:چی میخواین شما خودتون که قرار زن داداشای من بشین چه بخواین چه نخواین
که فیلیکس دوباره با صدای بمش گفت:مگه من مردممممم؟؟
مینهو :چه بمیری چه نه این سنجاب کوچولو ماله منه
بعد هانو انداخت رو شونه هاش و از اتاق بسرون رفت صدای بلند جیغ های هان میومد که چان با مهربونی از سونگمین خواست و اون قبول کرد به خاطر اینکه اونجا پر از سر و صدا بود اونا هم رفتن چانگبین هم کمی با مهربونی و گول زدن و زور جونگین رو برد من موندم و فرشتم
هیون :خب فرشته تو که قراره زنم بشی چی میخوای ؟
فیلیکس:هیچی فقط اگه هم زنت شدم که نمیشم باید ی قول بدی؟
هیون :چه قولی؟
فیلیکس:باید بزاری هر روز دوستامو ببینم
هیون :باشه ما که تو ی عمارتیم هر ساعت میبینیشون ولی چرا همچین چیزی رو میخوای
لیکسی:چون من از وقتی که کوچیک بودم تنها بودم خانواردم ولم کردن و هیچ کسو نداشتم تا اونارو پیدا کردم الان اونا تموم زندگیمن تموم خوشحالیم ازت خواهش میکنم
هیون:باشه فعلا بیا بازت کنم بریم تو اتاق
برخلاف صدای بمش بدن سفید و ظریفی داره معلومه قلبشم نازکه خب وایسا اصلا چرا اینا برام مهم شده؟؟؟اهههه ول کن هیونجین
فیلیکس:چیزی شده ؟
هیون :نه بریم اتاقم تازه منو هیون یا هیونجین صدا کن جوجه کوچولو
فیلیکس:من جوجه نیستم!!
هیون:هستییی
دیدگاه ها (۱)

perinc life

perinc life

perinc life

prince life

کیوت ترین قاب دنیاااااا کیک فلیپ

اپدیت فن کلاپ عکس ازاسکیز🤍اپدیت جونگین🎀#اصکی_ممنوع❌ #استری_ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط