KIM V
part 5۳
کیموی
دختر دومی: صورتش ندیدی خیلی جذابِ حاضرم حتی اگر جفت داشته باشه یه شب باهاش بخوابم
ولی دریغ از یک نیم نگاه رسما خودم لخت کردم اما اصلا نگام نکرد
ا.ت: هه پس چی فکر کردید تا من به این خوشکلی و کیوتی و سسکی هستم مگه کسی دیگه میتونه رقابت کنه
پوزخند غلیظی زدم جوری که صدا داشته باشه و اون دو نفر متوجه خودم کنم
هر دو به سمت من که حالا داشتم یقمو درست میکردم برگشتند و گفتم
این درسته شوهرم خیلی جذاب و کامله
بهتون حق میدم اینطور افسار پاره کنید اما خب هرزه ها به اصالت شوهرم نمی خورن عزیز حتی اگر
جفتشو که من باشم نداشت با ولگردی مثل تو که از غار گشاد تره !!! نمی خوابید
دخترا که هنوز تو شوک بودن اما من رومو برگردوندم رفتم پیش شوهرم
سرشو از گوشی در آورد و یه بوسه رو لبم گذاشت
تهیونگ: الان بهتری بیبی؟
ا.ت: اره عشقم بریم که دیر شد
سوار ماشین شدیم و خرت و پرت هایی که خریده بودیم گذاشتیم پشت ماشین
ا.ت: تهیونگ میدونی خیلی دوست دارم ؟
تهیونگ :چی میخوای توت فرنگی دلبری میکنی؟
خنده ی با نازی کردم و دستمو سمت بازوش بردم و آروم فشار دادم بعد همونطور که لمسش میکردم گفتم
شوهر من لیاقت این رو داره روزی هزار بار با دلیل و بی دلیل بگم دوستش دارم
تهیونگ دستشو روی رونم گذاشت گفت
زن منم لایق این روزی هزار بار بهش یادآوری کنم چقدر عاشقشم
ا.ت: خندیدم
مشتی حواله بازوش کردم
تهیونگ: رسیدیم بیب بپر بریم کیک بخریم که خیلی دیر شده
ا.ت: تهیونگ بیا این کیک خیلی کیوتهه
کیک شکلاتی بود ، دور تا دورش با توت فرنگی تزئین شده بود
وسطش یک دختر تنها نشسته بود
داشت گل پر پر میکرد
تهیونگ تا توت فرنگیها رو دید گفت
تهیونگ: خوشمزه هم به نظر میاد
همینو بگیریم
تهیونگ: به نظرم به متن هم لازم داره
بگو اینم بنویسه رو کیک با خط خوانا
وقتی متنو گفتم تهیونگ پوکید از خنده
تهیونگ: قصد داری یونا موهامو بکنه بیبی؟
ا.ت: باور کن نیت من خير شوهری
تهیونگ: اگر نیتت خیر نبود چی میشد بیبی
بعد دوباره خندید
بالاخره با کلی مسخره بازی رسیدیم پک
ا.ت: من اینا رو میبرم عزیزم تو میخوای به اعضا یک سری بزن
: تهیونگ: تنهایی اذیت میشی عشقم بذار اینا رو کمکت بیارم بعد حالا یه سر میزنم به اعضای یک
ا.ت: ته سو و یون هه بیاید اینجا
هر دو اومدند و به تهیونگ و لونا احترام گذاشتند
ته سو: لونا در خدمتیم
ا.ت: خنده ای کرد لقبی که اعضا یک بهش داده بودند و گفت ؛
وسایل دست تهیونگ رو بگیرید بچه هاش رو اجاق موندن باید بره بهشون سر بزنه
هر دو خندیدند چشم بلند بالایی سر دادند
تهیونگ که از رابطه خوب من با اعضا یک لبخند غرور آمیزی رو لب هاش جا خوش کرده بود گفت
حواستون به لونای من باشه بعد لبامو بوسید رفت کارهاشو انجام بده
ته سو و یون هه تنها دوقلوهای پک بودند که خیلی هم بامزه و فان بودند برای همین ا.ت خیلی خوب باهاشون ارتباط گرفته بود
یون هه: لونا باید یه نامه انتقاد برای کیموی بنویسین
ا.ت با تعجب برگشت سمت شون گفت چرا؟
ته سو : چون هر وقت لونا رو دیدیم داره لنگ میزنه
از گفته این دو تا وروجک سرخ شدم و گفتم
ا.ت: هیس کم چرت و پرت بگید من خیلیم اوکیم
هرو دو با هم گفتند
اونکه صد البته و نیشخند زدند
ا.ت: بچه های این دوره زمونه چقدر بی حیا شدند واقعا که
یون هه: لونا ما دو سال از شما بزرگ تریم
ا.ت چشم غره ای رفت که حساب کار دستشون بیاد بعد
سریع وسایلو به طبقه ۷ رسوندند و خودش رفت تا آماده بشه
ادامه دارد
فردا اگه تونستم میزارم بازم ولی خواهشا لایک کنید
کیموی
دختر دومی: صورتش ندیدی خیلی جذابِ حاضرم حتی اگر جفت داشته باشه یه شب باهاش بخوابم
ولی دریغ از یک نیم نگاه رسما خودم لخت کردم اما اصلا نگام نکرد
ا.ت: هه پس چی فکر کردید تا من به این خوشکلی و کیوتی و سسکی هستم مگه کسی دیگه میتونه رقابت کنه
پوزخند غلیظی زدم جوری که صدا داشته باشه و اون دو نفر متوجه خودم کنم
هر دو به سمت من که حالا داشتم یقمو درست میکردم برگشتند و گفتم
این درسته شوهرم خیلی جذاب و کامله
بهتون حق میدم اینطور افسار پاره کنید اما خب هرزه ها به اصالت شوهرم نمی خورن عزیز حتی اگر
جفتشو که من باشم نداشت با ولگردی مثل تو که از غار گشاد تره !!! نمی خوابید
دخترا که هنوز تو شوک بودن اما من رومو برگردوندم رفتم پیش شوهرم
سرشو از گوشی در آورد و یه بوسه رو لبم گذاشت
تهیونگ: الان بهتری بیبی؟
ا.ت: اره عشقم بریم که دیر شد
سوار ماشین شدیم و خرت و پرت هایی که خریده بودیم گذاشتیم پشت ماشین
ا.ت: تهیونگ میدونی خیلی دوست دارم ؟
تهیونگ :چی میخوای توت فرنگی دلبری میکنی؟
خنده ی با نازی کردم و دستمو سمت بازوش بردم و آروم فشار دادم بعد همونطور که لمسش میکردم گفتم
شوهر من لیاقت این رو داره روزی هزار بار با دلیل و بی دلیل بگم دوستش دارم
تهیونگ دستشو روی رونم گذاشت گفت
زن منم لایق این روزی هزار بار بهش یادآوری کنم چقدر عاشقشم
ا.ت: خندیدم
مشتی حواله بازوش کردم
تهیونگ: رسیدیم بیب بپر بریم کیک بخریم که خیلی دیر شده
ا.ت: تهیونگ بیا این کیک خیلی کیوتهه
کیک شکلاتی بود ، دور تا دورش با توت فرنگی تزئین شده بود
وسطش یک دختر تنها نشسته بود
داشت گل پر پر میکرد
تهیونگ تا توت فرنگیها رو دید گفت
تهیونگ: خوشمزه هم به نظر میاد
همینو بگیریم
تهیونگ: به نظرم به متن هم لازم داره
بگو اینم بنویسه رو کیک با خط خوانا
وقتی متنو گفتم تهیونگ پوکید از خنده
تهیونگ: قصد داری یونا موهامو بکنه بیبی؟
ا.ت: باور کن نیت من خير شوهری
تهیونگ: اگر نیتت خیر نبود چی میشد بیبی
بعد دوباره خندید
بالاخره با کلی مسخره بازی رسیدیم پک
ا.ت: من اینا رو میبرم عزیزم تو میخوای به اعضا یک سری بزن
: تهیونگ: تنهایی اذیت میشی عشقم بذار اینا رو کمکت بیارم بعد حالا یه سر میزنم به اعضای یک
ا.ت: ته سو و یون هه بیاید اینجا
هر دو اومدند و به تهیونگ و لونا احترام گذاشتند
ته سو: لونا در خدمتیم
ا.ت: خنده ای کرد لقبی که اعضا یک بهش داده بودند و گفت ؛
وسایل دست تهیونگ رو بگیرید بچه هاش رو اجاق موندن باید بره بهشون سر بزنه
هر دو خندیدند چشم بلند بالایی سر دادند
تهیونگ که از رابطه خوب من با اعضا یک لبخند غرور آمیزی رو لب هاش جا خوش کرده بود گفت
حواستون به لونای من باشه بعد لبامو بوسید رفت کارهاشو انجام بده
ته سو و یون هه تنها دوقلوهای پک بودند که خیلی هم بامزه و فان بودند برای همین ا.ت خیلی خوب باهاشون ارتباط گرفته بود
یون هه: لونا باید یه نامه انتقاد برای کیموی بنویسین
ا.ت با تعجب برگشت سمت شون گفت چرا؟
ته سو : چون هر وقت لونا رو دیدیم داره لنگ میزنه
از گفته این دو تا وروجک سرخ شدم و گفتم
ا.ت: هیس کم چرت و پرت بگید من خیلیم اوکیم
هرو دو با هم گفتند
اونکه صد البته و نیشخند زدند
ا.ت: بچه های این دوره زمونه چقدر بی حیا شدند واقعا که
یون هه: لونا ما دو سال از شما بزرگ تریم
ا.ت چشم غره ای رفت که حساب کار دستشون بیاد بعد
سریع وسایلو به طبقه ۷ رسوندند و خودش رفت تا آماده بشه
ادامه دارد
فردا اگه تونستم میزارم بازم ولی خواهشا لایک کنید
- ۷۲۵
- ۱۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط