بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت اول :
آن چیزی که اخیراً در سطح جامعه می شنوید، همان است که متأسفانه در تمامی دانشگاههای ما علوم انسانی - فلسفه - علوم سیاسی تدریس میشود و دانشجو اگر قبول کرد، نمره میگیرد، اگر دفاع هم کرد که عزیز شده و ارتقا مییابد و اگر قبول نکرد. اینها همه نظریات به اصطلاح پست مدرنیسم درتوجیه و فلسفهسازی برای لیبرال دموکراسی است و امثال بودریار، رورتی، فکو، باومن و در عصر معاصر شارحین و مبلغین آن هستند.
استادی در دانشگاه، با قاطعیت تمام و ژست فیلسوفانه گفت: هیچ مفهوم مطلقی نداریم! دانشجو پرسید: آیا همین که می گویید، خودش یک مفهوم مطلق نیست؟! پاسخی نداشت.
استادی با قاطعیت تمام گفت: هیچ چیزی قطعیت ندارد! - دانشجو پرسید: حتی همین که میگویید نیز قطعیت ندارد؟! پاسخی نداشت و محکوم به مغلطه شد.
استادی با قاطعیت تمام گفت:حق و باطل یا درست و غلط نداریم! دانشجو پرسید: الآن این حکم قطعی که شما دادید، درست است یا غلط؟ محکوم شد به سفسطه و دگماتیسم فکری.
تعطیلی عقل و اندیشه : بالتبع با نفی هر حقیقت یا مفهوم کلی و یا مطلق، تمامی ارزشها و ضد ارزشها را نیز غیر حتمی و غیر قطعی شمردند و به ناچار عقل را که منبع شناخت و تمیز است، تعطیل اعلام نمودند. و اساساً هدف همین است.
استاد با تکیه به نظریات پست مدرنیسم غرب گفت: هر چه که بگویید، نظر شماست و هیچ دلیلی بر درستی، حقانیت، حتمیت و قطعیت آن وجود ندارد و عقل نمیتواند قضاوت کند و حکم دهد! دانشجو گفت: پس این که شما میگویید نیز نظر شماست و هیچ دلیلی نیست که درست باشد. دلیل عقلی هم ندارید،هر چند که عقل را به طور کلی تخطئه کرده اید، پس ما بر چه اساسی باید بپذیریم یا نپذیریم.
تشکیک و تزلزل در اندیشه : چون هیچ دلیل قطعی، حتمی و منطقی ندارند، از یک سو نظریات خود را به زور القا و تحمیل میکنند و از سوی دیگر همیشه با اگر و شاید سخن میگویند.
امروز در مقطع فوق و دکترای علوم سیاسی در دانشگاههای ما، دیکته میشود که هیچ کس حق ندارد گزارهای قطعی بگوید و حتماً باید کلمه شاید را به ابتدای سخن بیافزاید وگرنه بیسواد است، متحجر و معصب است و از علم چیزی نفهمیده است! سریع هم مثال سیاسی میآورند و میگویند: هیچ گاه به صورت قطعی نگویید که فلان کشور دشمن است،فلان شخص خائن است،فلانی فتنهگر است،فلانی جاسوس است و بدیهی است که هدف اصلی، مردد کردن مردم در تمیز و تشخیص است. هدف اصلی مذبذب کردن مردم بین اهداف و راههای گوناگون است. هدف القای تشکیک است، تا تمامی اندیشهها، اعتقادات،(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت اول :
آن چیزی که اخیراً در سطح جامعه می شنوید، همان است که متأسفانه در تمامی دانشگاههای ما علوم انسانی - فلسفه - علوم سیاسی تدریس میشود و دانشجو اگر قبول کرد، نمره میگیرد، اگر دفاع هم کرد که عزیز شده و ارتقا مییابد و اگر قبول نکرد. اینها همه نظریات به اصطلاح پست مدرنیسم درتوجیه و فلسفهسازی برای لیبرال دموکراسی است و امثال بودریار، رورتی، فکو، باومن و در عصر معاصر شارحین و مبلغین آن هستند.
استادی در دانشگاه، با قاطعیت تمام و ژست فیلسوفانه گفت: هیچ مفهوم مطلقی نداریم! دانشجو پرسید: آیا همین که می گویید، خودش یک مفهوم مطلق نیست؟! پاسخی نداشت.
استادی با قاطعیت تمام گفت: هیچ چیزی قطعیت ندارد! - دانشجو پرسید: حتی همین که میگویید نیز قطعیت ندارد؟! پاسخی نداشت و محکوم به مغلطه شد.
استادی با قاطعیت تمام گفت:حق و باطل یا درست و غلط نداریم! دانشجو پرسید: الآن این حکم قطعی که شما دادید، درست است یا غلط؟ محکوم شد به سفسطه و دگماتیسم فکری.
تعطیلی عقل و اندیشه : بالتبع با نفی هر حقیقت یا مفهوم کلی و یا مطلق، تمامی ارزشها و ضد ارزشها را نیز غیر حتمی و غیر قطعی شمردند و به ناچار عقل را که منبع شناخت و تمیز است، تعطیل اعلام نمودند. و اساساً هدف همین است.
استاد با تکیه به نظریات پست مدرنیسم غرب گفت: هر چه که بگویید، نظر شماست و هیچ دلیلی بر درستی، حقانیت، حتمیت و قطعیت آن وجود ندارد و عقل نمیتواند قضاوت کند و حکم دهد! دانشجو گفت: پس این که شما میگویید نیز نظر شماست و هیچ دلیلی نیست که درست باشد. دلیل عقلی هم ندارید،هر چند که عقل را به طور کلی تخطئه کرده اید، پس ما بر چه اساسی باید بپذیریم یا نپذیریم.
تشکیک و تزلزل در اندیشه : چون هیچ دلیل قطعی، حتمی و منطقی ندارند، از یک سو نظریات خود را به زور القا و تحمیل میکنند و از سوی دیگر همیشه با اگر و شاید سخن میگویند.
امروز در مقطع فوق و دکترای علوم سیاسی در دانشگاههای ما، دیکته میشود که هیچ کس حق ندارد گزارهای قطعی بگوید و حتماً باید کلمه شاید را به ابتدای سخن بیافزاید وگرنه بیسواد است، متحجر و معصب است و از علم چیزی نفهمیده است! سریع هم مثال سیاسی میآورند و میگویند: هیچ گاه به صورت قطعی نگویید که فلان کشور دشمن است،فلان شخص خائن است،فلانی فتنهگر است،فلانی جاسوس است و بدیهی است که هدف اصلی، مردد کردن مردم در تمیز و تشخیص است. هدف اصلی مذبذب کردن مردم بین اهداف و راههای گوناگون است. هدف القای تشکیک است، تا تمامی اندیشهها، اعتقادات،(ادامه دارد...)
- ۳۸۵
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط