بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت دوم :
ملاک ها ومعیارهای شناختی و ارزشی متزلزل شود،تا بتوانند ویرانش کرده و سلطه را تحمیل کنند.
اهداف سیاسی در مثالها و مصادیق : اینها هیچ کدام علم، نظریه یا فرضیه نیستند، بلکه همه اهداف سیاسی را دنبال میکنند.چون هیچ دلیل عقلی و منطقی ندارند، فقط به مثال بسنده میکنند و اگر توجه کنید، تمامی مثالهایشان نیز در توجیه و تطهیر شیاطین بزرگ و کوچک، از شخص ابلیس لعین گرفته تا امریکا، انگلیس و اسرائیل می باشد.
هیچ موقع نخواهند گفت: چون حتمیت و قطعیتی وجود ندارد، پس هم دین حق است و هم بیدینی- هم اسرائیل حق دارد که فلسطین را اشغال کند و هم فلسطینیان حق دارند که حقوق و سرزمین خود را مطالبه کنند - هم قوانینی که شما دارید درست و منطبق با حقوق بشر است و هم قوانینی که ما داریم - هم مبارزه شما با مظاهر و مصادیق ظلم و فساد درست و حق است و اقدام ما به ظلم و فساد...، بلکه نوبت به جمعبندی و نتیجهگیری که میرسد، در جهت منافع خودشان، آن هم با دقت و تعصب و دیکتاتوری محض، خط کشی میکنند و مرز بندی دارند. چه در نظریه و چه در عمل.
از این رو حتی در کتب به اصطلاح فلسفی خود، با صراحت و قباحت تمام، مثال آورده و مینویسند: چه کسی می تواند با قطعیت بگوید: استفاده از بمب اتمی در هیروشیما کار بدی بوده است؟ شاید خیلی هم خوب و مفید بوده است؟ - چه کسی میتواند بگوید جنگافروزی امریکا در سرتاسر جهان الزاماً بد و قبیح است، شاید خیلی هم خوب است!
اما، اسلام بد است، جمهوری اسلامی مظهر شرارت است، هر کس که با امریکا نبود، دشمن امریکاست و ربایش یا حتی ترور او حق است و به نفع جامعه بشریت است و این نظریات به اصطلاح فلسفی، همه ریشه و اهداف سیاسی دارد و درجهت توجیه و تحمیل دیکتاتوری و فساد غرب ترویج و القا میشود.
تمامی مثالها که باید منطقی بوده ودلایل عقلی را روشن کند،به صورت شعاری و کاملاً بیمنطق، در جهت کمرنگ کردن مرزها از یک سو و نیز تلطیف قلوب نسبت به دشمنان است(پایان)
پاسخ قسمت دوم :
ملاک ها ومعیارهای شناختی و ارزشی متزلزل شود،تا بتوانند ویرانش کرده و سلطه را تحمیل کنند.
اهداف سیاسی در مثالها و مصادیق : اینها هیچ کدام علم، نظریه یا فرضیه نیستند، بلکه همه اهداف سیاسی را دنبال میکنند.چون هیچ دلیل عقلی و منطقی ندارند، فقط به مثال بسنده میکنند و اگر توجه کنید، تمامی مثالهایشان نیز در توجیه و تطهیر شیاطین بزرگ و کوچک، از شخص ابلیس لعین گرفته تا امریکا، انگلیس و اسرائیل می باشد.
هیچ موقع نخواهند گفت: چون حتمیت و قطعیتی وجود ندارد، پس هم دین حق است و هم بیدینی- هم اسرائیل حق دارد که فلسطین را اشغال کند و هم فلسطینیان حق دارند که حقوق و سرزمین خود را مطالبه کنند - هم قوانینی که شما دارید درست و منطبق با حقوق بشر است و هم قوانینی که ما داریم - هم مبارزه شما با مظاهر و مصادیق ظلم و فساد درست و حق است و اقدام ما به ظلم و فساد...، بلکه نوبت به جمعبندی و نتیجهگیری که میرسد، در جهت منافع خودشان، آن هم با دقت و تعصب و دیکتاتوری محض، خط کشی میکنند و مرز بندی دارند. چه در نظریه و چه در عمل.
از این رو حتی در کتب به اصطلاح فلسفی خود، با صراحت و قباحت تمام، مثال آورده و مینویسند: چه کسی می تواند با قطعیت بگوید: استفاده از بمب اتمی در هیروشیما کار بدی بوده است؟ شاید خیلی هم خوب و مفید بوده است؟ - چه کسی میتواند بگوید جنگافروزی امریکا در سرتاسر جهان الزاماً بد و قبیح است، شاید خیلی هم خوب است!
اما، اسلام بد است، جمهوری اسلامی مظهر شرارت است، هر کس که با امریکا نبود، دشمن امریکاست و ربایش یا حتی ترور او حق است و به نفع جامعه بشریت است و این نظریات به اصطلاح فلسفی، همه ریشه و اهداف سیاسی دارد و درجهت توجیه و تحمیل دیکتاتوری و فساد غرب ترویج و القا میشود.
تمامی مثالها که باید منطقی بوده ودلایل عقلی را روشن کند،به صورت شعاری و کاملاً بیمنطق، در جهت کمرنگ کردن مرزها از یک سو و نیز تلطیف قلوب نسبت به دشمنان است(پایان)
- ۵۲۹
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط