{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

-لیسوووووووووو کتییییییییییی ا/ت بیداررررر نمیشهههههههههه

-لیسوووووووووو کتییییییییییی ا/ت بیداررررر نمیشهههههههههههه
~چیشدههههه?
-(هق هق میکرد ) داره تو تب میسوزههه لیسووو تروخدا یه کاری کن بیا ببریمش بیمارستان
رز : من رانندگی بلدم زود باشین کمک کنین بلند شه
ادامه خواب :* +کوووووووووک کجاااییی??.. قسم میخورم من اونکارو نکردم…. من فقط عاشق تو امممم… کوک تنهام نزار من میترسمممم لطفاااا کوکیییییی *
پرستار : چیشدههه?
میرا:  داره تو تب میسوزه
+اون.. اونجو.. (بی جون رو برانکارد لباس اونجو روگرفتم و صداش کردم )
-جانمممم.. جانم خواهرمم
+بهش…. بهش نگوو.. که مننن.. که من اینجاممم.. نباید بگییین
رز : ا/ت اروم باش
+قول… قول بدین… باید.. قول بدین
میرا : باشه قوووول تو فقط اروم باش
پرستار : لطفا همینجا صبر کنین
~خدایااااا(گریه امونشو بریده بود )
اس ار : لیسوو میخوای به کوک بگیم ?
میرا : نه… اون عوضی حتی زحمت نکشید به حرفای ا/ت گوش کنه ..نهه ما قول دادیم
همگی تایید کردن
بعد از چند ساعت دکتر بیرون اومد
کتی : اقای دکتر حالش چطوره ??
دکتر : داشت از تب میسوخت فقط هزیون میگفت ارامبخش بهش زدیم و یسری ازمایش هم ازش گرفتیم . باید خیلی حواستون بهش باشه براش داروهای ضد افسردگی هم نوشتم شرایط روحی خوبی نداره سعی کنین خوب به نظر بیاین تا بیشتر از این حالش بد نشه . در ضمن یه مدت باید همینجا باشه تبش پایین نمیاد احتمال داره هر لحظه بره تو کما… 
**کماااااا???

#loveme°•
دیدگاه ها (۴۲)

مافیای من

دو پارتی غمیگن از کوکو...پارت ۲ و اخر

stolen

چندپارتیتوروز تولد منو فراموش کردی!تام از خونه رفت بیرون و ب...

سناریو مایکی پارت اخر

ریاکشن پارت ۲

True Love②⑤تهیونگ: نه نرو من دو روز پیش درخواست پرستار دادم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط