{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندپارتی

چندپارتی
توروز تولد منو فراموش کردی!


تام از خونه رفت بیرون و بعد از تقریبا یه ساعت برگشت خونه.

تو این مدت ا/ت از اتاقش بیرون نیومده بود.

تام یادش اومد که یه کلید یدک داره.

درو باز کرد و ا/ت رو دید که ناراحت و عصبانیه.

رفت کنارش نشست و یه باکس خیلی بزرگ از شکلات های موردعلاقه ا/ت و یه دسته گل بزرگ گل رز ابی رو گذاشت جلوش.

و بهش گفت:عزیزدلم.
درسته که من این مدت وقت حرف زدن باهات رو نداشتم.

و مهم ترین روز زندگیم رو یادم رفت،اما بدون من همون اندازه دوست دارم.

و تا ابد عاشقت میمونم.
ا/ت که دید تام داره عدر خواهی میکنه.

روشو برگردوند بهش و بغلش کرد.
و بهش گفت:منم دوست دارم.

ولی قول بده که دیگه بخاطر کارت با من سرد نشی.

تام خندید و گفت:قول


....

end
دیدگاه ها (۳)

_ولاگ یک روز با تام مارولو ریدل.ꜰᴀʟʟ ɪɴ ʟᴏᴠᴇ.ᴀɢᴀɪɴ,ᴀɴᴅ ᴀɢᴀɪɴ

_ولاگ یک روز با دریکو.ᴅɪꜱʜᴇꜱ,ʙʀᴇᴀᴋɪɴɢ.ᴅɪꜱʜᴇꜱ,ʙʀᴇᴀᴋɪɴɢ.ɪᴍ ʙʀᴇ...

چندپارتیتوروز تولد منو فراموش کردی!یعنی واقعا اون تولد منو ف...

چندپارتیتوروز تولد منو فراموش کردی!چند روزی بود که تام ریدل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط