{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شرابی خوردم از دستِ عزیزِ رفته از دستی ...

شرابی خوردم از دستِ عزیزِ رفته از دستی ...
نمیدانم چه نوشیدم که سیرم کرده از هستی ...

خودم مستُ ،
غزل مستُ ،
تمام واژه ها مستند ...
قلم، شوریده ای امشب،
عجب اُعجوبه ای هستی !

به ساز من که میرقصی،
قیامت میکنی،
به به !
چه طوفانی به پا کردی،
قلم شاید تو هم مستی !؟

زمین مستُ،
زمان مستُ،
مخاطب، مست شعرم شد ...
بنازم دلبریهایت قلم،
الحق که تردستی ...

فلانی، فرق بسیار است،
میان مستی و مستی ...
عزیزم خوب دقت کن !
به هر مستی نگو پستی ...

تظاهر میکنی اما،
تو هم از دیدِ من مستی !
اگر پاکیزه تر بودی،
به شعرم دل نمی بستی ...

خودم مستُ،
غزل مستُ،
تمام واژه ها مستند ...
مخاطب معصیت کردی !
به مشتی مست پیوستی ...❤
دیدگاه ها (۱)

...آن یار که عهد دوستاری بشکستمی‌رفت و منش گرفته دامان در دس...

یک نفر, گوشه ی محرابِ دلم زندانی ست ..! به خیالش که د...

...مترسک ها عاشقانی بودند که انتظار را به شکل فاجعه باری درد...

جمعه است و دلگیری از پنجره سرک میکشددست فاصله رو بگیر و برگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط