{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صدا که میاید

صدا که میاید
چشمانم را میبندم
آغوش تو را دارم
چه محکم و خواستنی
به ثانیه کشیده نمیشود
رها میشوم ازتو و حصار تنگ دستانت
خیالاتم اوهامی بیش نبود.
دیدگاه ها (۱)

❤ تو بعد از من عاشق کسی نخواهی شد باور نمی کنی؟ چشمانت را بب...

حرفمان که میشد،اســـترس تمامِ وجودم را فرا میگرفت...نکند از ...

مردادی ام زبانم داغ در دهانت راه می رودو واژه های گرم از آفر...

خدا انگار جای نفستو را در من دَمیده است !یک لحظه نباشی ،سیاه...

برای تو که از مرگ ارزشمند تر و از جان خوار تر بودی :حالم خوش...

حصار گل سرخقسمت نوزدهمفردا که شب شد،داشتم مسواک میزدم که بخو...

تیغ ، روی دستم گذاشتم و کشیدم .دستم سوخت و خون تراوش کرد .با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط