{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم

ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم ، بریدیم

دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشهٔ بامی که پریدیم ، پریدیم

رم دادن صید خود از آغاز غلط بود
حالا که رماندی و رمیدیم ، رمیدیم

کوی تو که باغ ارم روضه ی خلد است
انگار که دیدیم ندیدیم، ندیدیم

سد باغ بهار است و صلای گل و گلشن
گر میوه ی یک باغ نچیدیم ، نچیدیم

سرتا به قدم تیغ دعاییم و تو غافل
هان واقف دم باش رسیدیم، رسیدیم

وحشی سبب دوری و این قسم سخنها
آن نیست که ما هم نشنیدیم ، شنیدیم
دیدگاه ها (۱)

حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شوو اندر دل آتش درآ پروان...

از دالایی لاما پرسیدن، بهترین دین، چخ دینی هست؟ گفت: بهترین...

غمت در نهانخانه دل نشیند به نازی که لیلی به محمل نشیند مرنجا...

ﺧﺪﺍﻳﺎ ...ﺍﺯ ﺑﺪ ﮐﺮﺩﻥ ﺁﺩﻣﻬﺎﻳﺖ ﺷﮑﺎﻳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﮔﺎﻫﺖ ...ﺍﻣﺎ ﺷﮑﺎ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط