آرام جانم...
آرام جانم...
مثل فکر کردن به آخرین گلی که بوئیده باشم
خوب نگاهت میکنم
من را از کنار حادثه های نیافتاده میگذراند”
ولی از هرچیزی که میترسی”
سرت می آید..
من و این گل های رز به هم خیره شده ایم
من” لبریز از تو نوشتن ”
انها ” سرشار از دوست داشتن های تو...”
می شود عکست پادرمیانی کند
تا این گل برگها
با لبخندت
آرامم کنند
دلم نمیخواهد با دیدن هر گل سرخی
رفتنت را بیاد بیاورم...
“بستن چشم هایت به روی من
چیزی را عوض نمی کند
دوستت دارم هایم را هم”
همینطور..
می شنوی!!!
صدای دریا از چشمانم می آید
موج اشکهایم را دوست ندارم
عکس هایت را تار نشانم میدهد...
بگو چگـونه ازبهشتِ قلبت رانده شدم گلم!!!
مثل فکر کردن به آخرین گلی که بوئیده باشم
خوب نگاهت میکنم
من را از کنار حادثه های نیافتاده میگذراند”
ولی از هرچیزی که میترسی”
سرت می آید..
من و این گل های رز به هم خیره شده ایم
من” لبریز از تو نوشتن ”
انها ” سرشار از دوست داشتن های تو...”
می شود عکست پادرمیانی کند
تا این گل برگها
با لبخندت
آرامم کنند
دلم نمیخواهد با دیدن هر گل سرخی
رفتنت را بیاد بیاورم...
“بستن چشم هایت به روی من
چیزی را عوض نمی کند
دوستت دارم هایم را هم”
همینطور..
می شنوی!!!
صدای دریا از چشمانم می آید
موج اشکهایم را دوست ندارم
عکس هایت را تار نشانم میدهد...
بگو چگـونه ازبهشتِ قلبت رانده شدم گلم!!!
- ۲.۶k
- ۰۲ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط