{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش می شد زن ها را وقتی دارند با تلفن حرف میزنند ببینی...

کاش می شد زن ها را وقتی دارند با تلفن حرف میزنند ببینی...
با تو صحبت می کنند
یک جای حرف هایت ناراحتشان می کند،
از پشت گوشی صدای خنده شان را می شنوی
اما اخم گره خورده به پیشانیشان را نمی بینی
از تو دوستت دارم می شنوند، لبخند به صورتشان می نشیند،
همزمان فکرشان میرود به اینکه اگر دوستم دارد پس چرا فلان روز فلان کار را کرد،
می شنوی من هم دوستت دارم
اما تردیدی را که دوید توی صدایشان نمی شنوی
یادت میرود قرار ملاقات بعدی را تعیین کنی یا دلیلی میاوری برای به تاخیر انداختنش،
می شنوی اشکالی ندارد عزیزم
اما کسلی و کلافگی دست هاشان را نمی بینی
لابه لای حرف هایت اسم یک دوست همجنسشان را می آوری
می شنوی خونسرد و بی تفاوت به حرف هایت گوش می دهند
اما تب تند حسادت و شک و دلهره را که یکباره لرزه به وجودشان می اندازد نمی بینی
می گویی شبت بخیر عزیزم.می شنوی شب تو هم بخیر عزیزم خوب بخوابی
اما سوال " چرا انقدر عجله دارد برود " را که هی نیش میزند توی سرشان نمی شنوی
صدای زنگ تلفن یا نوتیس تبلتت می آید
یکباره بالا رفتن ضربان قلبشان را نمی شنوی
می گویی خداحافظ عشقم
می شنوی خداحافظ عشقم
می خوابیو کلنجار با بالش و پتو فکر و فکر و فکرو پهلو به پهلو شدن های تا دم دمای صبح این زن را نمی بینی....
دیدگاه ها (۳۵)

بعضی رفتن ها دست خود آدم نیست،اصلا شما نیستید که تصمیم می گی...

به خواهر بزرگترم گفتم ای بلا بگیرد این اینترنت را...گفت چطور...

حسودی ام میشودما نه کافه نادری داشتیمنه باهم قهوه میخوردیمفق...

خدا نیاورد روزی را که آدمیزاد در اوج تنهایی، یک چیز متفاوت ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط