{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای قوس لبت ، قوس قزح را زده طعنه ...

ای قوس لبت ، قوس قزح را زده طعنه ...
هرم بدنت بر تب صحرا زده طعنه

ابریشمِ دستانِ به دستم نرسیده ات
بر بال و پر دسته ی رقوها زده طعنه

شب گمشده در پیچ و خم گیس بلندت
هر تار تو بر صد شب یلدا زده طعنه

لب باز کن ای آنکه لبت با دم گرمش
عمری به دم گرم مسیحا زده طعنه

گیسوت طناب است و تنت چوبه ی دار است
ای آنکه حکومت به مغول ها زده طعنه

از آب وفای تو فلک هم نچشیده است ...
کی غیرِ تو اینگونه به دنیا زده طعنه
دیدگاه ها (۳)

لایقِ وفا باشی او جفا کند سخت استمثلِ یک غریبه ...

از بس شبیه شمع چکیدم دلم گرفت...از بس دویدم و نرسیدم دلم گرف...

دیگر به کسی نمیگویم ...دوســـــــــــــتت دارم...انگار دوستت...

سوختم این سوختن ،را هم نگارم دید و رفتباختم در عشق و بر، این...

سناریو ساسونارو🩸 «ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک» ☀️فصل دو...

*کاپیتان کوییدیچ* (اسمات داره) پارت آخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط