تبدیل

تبدیل

پارت ۱۶

یا صدا زدنای لی از خواب بیدار شدم

لی: بانوی من لطفا عجله کنین بهتره سریع تر کارهای مهمونی رو انجام بدیم قراره یکی از اقوام تون بیاد اینجا

هوف کلافه ای کشیدم و با دستم اشاره کردم که بره بیرون

خب بزار امتحان کنم ببینم جواب میده؟

یه لباس راحتی و زیبا

چند ثانیه بعد لباسی که توی ذهنم بود توی تنم ظاهر

اوه خدای من

کفشای مورد نظرمم ظاهر کردم و بعد پوشیدنشون از اتاقم خارج شدم
ساعت به سرعت برق میگذشت و یکم دیگه مهمون ها میرسیدن
عمارت برق میزد و مثل همیشه روی مخ من بود
من همیشه دوست داشتم که عمارت توی تاریکی باشه و ترسناک

سرم و تکون دادم تا افکارم و مرتب کنم و بعد به پیشواز مهمون ها رفتم
با کسایی که دیدم دهنم وا موندددد
دیدگاه ها (۷)

https://harfeto.timefriend.net/16785457295200یکم حرف بزنیم؟

کانال سروش ام🥺🥺🥺https://splus.ir/vanshatbts

تو واقعا کی هستیپارت ۱۸از اتاق این سوک اومدم بیرون هوووف خدا...

انتقام پارت ۶زدم روی شونش که برگشت سمتم ابرو هام و دادم بالا...

𝗜𝗺𝗽𝗼𝘀𝘀𝗶𝗯𝗹𝗲 𝗳𝗮𝘁𝗲' 𝘀𝗲𝗮𝘀𝗼𝗻:𝟮𝗣𝗮𝗿𝘁:𝟭𝟭....چند ماه بعد...روزها همین...

part 3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط