هم صحبت تنهایی من باز جایی

هم صحبت تنهایی من باز ڪجایی؟!
امروز خرابم، نڪند دیر بیایی!؟

من عاشق چشمان یڪی دلبر ظالم
جز عشق نڪردم بخدا هیچ خطایی

سهراب شدم،خنجر شیرین به دلم رفت
زهرم برسان چونڪه مرا نیست دوایی

جز مردن و آزاد شدن از غم و ماتم
امشب به لب سوخته ام نیست دعایی

ای یاور تنهایی من بر سر راهت
با دلبر بی عاطفه گو هست خدایی..
دیدگاه ها (۱)

️"کـاش می دانستیﮐﻪ ﺷﺎﺩﯼ ﺍﺕ...ﺩﻧﯿـاﯼ ﻣـن ﺍﺳﺖ...ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻫﺖ... ﻭﯾ...

شاعری از چشم توعاشق شد و شعری نوشت هم ردیف هم قافیه این گونه...

اینبـار که کـسی اومــدنمیگـم بـــروحتـی نمیگم کـسی دیگه رو م...

می شوم بیدار و....می بینم......کنارم نیستی......حسرتت سر می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط