{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی قرارم مثل آن روزی که دلتنگ شبش بود

بی قرارم مثل آن روزی که دلتنگ شبش بود
خواب دیدم بوسه ای هستم که دلتنگ لبش بود

| فرامرز راد |
دیدگاه ها (۱)

گر دَهم جان به وفایش، نپسندد هرگزآه از آن شوخِ جفا پیشه‌ی دش...

با موی باز خویش که در کوچه می دویدتصویر یک ستاره ی دنباله دا...

چه دردی بدتر از آن که بخواهی و نخواهد اوتو تا پیری کنی یادش ...

بعد از هزار مرتبه خواهش، دم وداعچیزی نداشتم که بگویم...گریست...

دلتنگ چهره ای هستم ک نمیدانمخاک بااو چه کرده

ای کاش می‌خوابیدم تو رو خواب می دیدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط