{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد از هزار مرتبه خواهش، دم وداع

بعد از هزار مرتبه خواهش، دم وداع
چیزی نداشتم که بگویم...گریستم

| حسین دهلوی |
دیدگاه ها (۱)

چه دردی بدتر از آن که بخواهی و نخواهد اوتو تا پیری کنی یادش ...

بی قرارم مثل آن روزی که دلتنگ شبش بودخواب دیدم بوسه ای هستم ...

از گُلِ سرخ رسته‌ای، نرگسِ دسته بسته‌ای نرخِ شکر شکسته‌ای، پ...

کولاک حاج حسین ستوده در تجمعات مردمی تهران..دم باغیرتت گرم ح...

منم چالش رفتم👈👉🎀عشق میکنین چشام شبیه تریاکی هاست 🗿(عکسشو ساع...

خو چیزهحال تگ نداشتم ولی رفتم شبی جن دم در خونمون شدهتازه به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط