{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بغلم کن جانا.....

بغلم کن جانا.....
نفسم گرمےآغوش تورامےخواهد..
تادرآغوش توازیادببرم..
نفس یخ زده امــ
بغلم کن....
که بباردبه تنم؛عطرتنت...
نخواهم که بدانم بهشت دگریست..
بغلم کن....
بغلم کن!!!!!!

تادلم گرم شود..
من جزآغوش تو وعطرتنت...
چیزے نمےخواهمــ!!!!
دیدگاه ها (۱)

دلم قهوه میخواهد؛همین حالا باتو....مثل قهوه آروم بنوشم صداتو...

درسته لبخندغمهارومیپوشونه؛اما!!!!!چشمهاےقرمزوصداےگرفته وخسته...

غمگین که باشے؛فرومےریزےمثل اشکــنه مثل دیوارشهرکه هرکس بر رو...

بهانه ام اگرمےگیرے؛بهانه من رابگیر؛من تمام خواستن راوجب کرده...

«فصل۲ The magic of lov »part ۹۱چشماش خالي بود.. خالي از من ...

FORCED LOVEPart: 20[سه ساعت بعد]ماشینم را در خیابانی خلوت پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط