{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

معلمم گفت:

معلمم گفت:
زندگي را تعريف كن
گفتم زندگي
"تعريف كردني نيست"
ناراحت شد
و نمره ام را صفر داد..

سالها بعد كه او را ديدم،
"پير" شده بود
و عصا به دست راه مي رفت
جلو رفتم و گفتم:
زندگي را تعريف كن،
آرام خنديد و گفت:
نمره ات بيست
زندگي را بايد زيست.. !
دیدگاه ها (۰)

زندگیتان را مصرف کنیدشما یک شیشه عطر راتا آخرین قطره مصرف می...

کاش کودک بودیمتا بزرگترین خطای ما خط خطی کردن روی دیوارها ب...

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎﻏﯽ ﺍﺳﺖﮐﻪ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﺑﺎﻗﯽ ﺳﺖﻣﺸﻐﻮﻝ ﺩﻝ ﺑﺎﺵ؛ نه ﺩﻝ ﻣﺸﻐﻮﻝﺑﯿﺸﺘ...

نفس های پاییـز‌ به شماره افتادهو یلدای سپید پوش در راه استاز...

فیک افسرده پارت دوم

𝓹𝓪𝓻𝓽 28ــــــــــفردا ویوـ ات ویوامروز ساعت چهار از تمرین بر...

Part ¹⁷جونگکوک رفت بیرون منم پشت سرش رفتم دنبال بچه ها می‌گش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط