{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشک را گفتم:

اشک را گفتم:
چرا می‌ریزی ای دیوانه؟
گفت:

روزن امیّدی از این گوشه پیدا کرده‌ام
دیدگاه ها (۲)

ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻮﺩﻥ ، ﻗﺪﺭﺕ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ...ﻭ ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭﺕ ﺭﺍ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺭ...

** نمیدانم چرا...اما برایت سخت دلتنــــــــــــــــگم ،در ای...

وقتی پدرم در شیشه شربت را نمیتواند بازکندوقاشق شربت با لرزه...

ﺑﺎﯾﺪ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺗﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﮐﺴﯽ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﻧﺸﺪﻩﺍﻡ،ﺑﺎ ﺍﻭ ﺧﺎﻃﺮﻩﺍﯼ...

-گفت چگـونه ای؟ +گـفتم:در من امیـدی بسیارهمراه با نَمـی اَشک...

رها🦋 ظاهرم آرام است...اما درخودم سرگردانمجایی میان ماندن و ر...

* این نوشته خیلی به دلم نشست:تو زیبا بمان و بگذار با دیدنت ه...

می‌چکد از گوشه‌ی چشمم دمادم اشک شوقتا که می‌بینم رواق و گنبد...

گفتم شاید این دختر فرق دارد شایدنمیزارد از چشام دگر اشک...

اینجا خورشید غروب نمیکند

ببین رفیق خدا جبران میکنه اون روزهایی رو که امیدی نبود ولی ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط