{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خارپشتی از یک مار خواست بگذارد با او همخانه شود

خارپشتی از یک مار خواست بگذارد با او همخانه شود
مار پذیرفت
چون لانه مارتنگ بود
خارهای تیز خارپشت به بدن مار فرو میرفت و مار را زخمی میکرد
اما مار از سر نجابت دم بر نمی آورد
سرانجام مار گفت
نگاه کن ببین چگونه مجروح و خونین شده ام
میتوانی لانه من را ترک کنی؟
خارپشت گفت من مشکلی ندارم
اگر تو ناراحتی میتوانی لانه دیگری برای خود بیابی,
عادت ها ابتدا به صورت مهمان وارد میشوند
اما دیری نمیگذرد که خود را صاحبخانه می کنند
و کنترل ما را به دست می گیرند
مواظب خارپشت عادتهای منفی زندگیتان باشید
خودت باش نقاط مثبتت را فراموش نکن.

دانستــن ،قـــدرت اســـت
ایمــان ، قـــوت روح اسـت
وحـدت ، قدرت آفریـن است
عشق ، پایدارترین قدرت جهان است
دیدگاه ها (۵)

خارپشتی ازیک مار خواست بگذارد با اوهمخانه شودمارپذیرفتچون لا...

خارپشتی ازیک مار تقاضا کرد که بگذارمن نیز در لانه تو ,مأواگز...

خارپشتی ازیک مار تقاضا کرد که بگذار من نیز در لانه تو ,مأواگ...

خارپشتی ازیک مار تقاضا کرد که بگذار من نیز در لانه تو ,مأواگ...

خارپشتی ازیک مار تقاضا کرد که بگذار من نیز در لانه تو ,مأواگ...

. خارپشتی ازیک مار تقاضا کرد که بگذار من نیز در لانه تو ,ماو...

خارپشتی ازیک مار تقاضا کردکه بگذارمن نیز در لانه تو ,مأءوا گ...

خارپشتی از یک مار خواست بگذارد با او همخانه شود، مار پذیرفت....

خارپشتی از یک مار خواست بگذارد با او همخانه شود، مار پذیرفت....

خارپشتی ازیک مار تقاضا کردکه بگذارمن نیز در لانه تو ,مأءوا گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط