{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بانوی من

بانوی من!
اگر دست من بود،
برایت پایتختی
در گوشه‌ی زمان می‌ساختم!
که ساعت‌های شنی و خورشیدی
در آن کار نکنند!

مگر آنگاه که
دست های کوچک تو
در دستان من آرمیده‌اند...
دیدگاه ها (۴)

گفته اندبه کم قانع باشید..." من "به همین عاشقانه نوشتن از تو...

"دوستت دارم" هایت رابه کدام دیوار مهربانیمی آویزی؟؟؟....من ب...

شب ڪه میشودبا #تو غرق میشومدر میان خنده هاے #مهتاب #سبز میشو...

میخواهم دوستت نداشته باشماما نمیتوانم !و این تنها جاییست کهخ...

پارت سیزدهم -شاهدخت-

او نمیدانست.... نمیدانست در این یک سالی چه به سرش آمده.... ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط