{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از مست نپرسید به میخانه چرا هست

از مست نپرسید به میخانه چرا هست
ترسم که بگوید که به آن خانه خدا هست

قاضی بزند هم سر وهم دست و زبانش
بر دار بگوید که به غمخانه شفا هست

جاهل نرود در پی آن خانه ی عشّاق
زیرا پدرش گفته که در مکه صفا هست

او نیز چو آن عابد بی دین بگردد
بیچاره نداند که در آن خانه دوا هست

آن کس که کند سجده به دلدار خیالی
دیوانه نداند که در این کار خطا هست

من نیز شدم عاشق و در میکده رفتم
دیدم که بجز یار خداهست و بقا هست

از باده بنوشیدم و گفتم که رضایم
زیرا که به میخانه ی عشاّق خدا هست


مولانا
دیدگاه ها (۲)

الهیکجا این دل شکسته را جز نگاه تو درمانیست!؟و کجا این دل تش...

""دعای صبحگاهی""بار الهی ....تنها کوچه ای که بن بست نیستکوچه...

سلام بر تو مهربان دوستجز دعا کار دگر نیست مرااز خداوند خواها...

غزلی زیبا از... شهریاردیدمت وه چه تماشایی و زیبا شده ای !ماه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط