{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سفید و سیاه🤍🖤

سفید و سیاه🤍🖤

# قسمت ۲۳: «شب بارونی» 🤍🖤

**صحنه ۱ - داخلی: آپارتمان آکوتاگاوا - شب**

بارون شدیدی میباره. آتسوشی گیر کرده و آکوتاگاوا گفته بیاد پیشش.

آتسوشی وارد آپارتمان میشه. خیسه، موهاش چسبیده به صورتش. آکوتاگاوا نگاهش می‌کنه - یه نگاه طولانی که آتسوشی رو گیج می‌کنه.

**آکوتاگاوا:** *(آروم)* بیا تو.

---

**صحنه ۲ - داخلی: آپارتمان - ادامه**

آتسوشی روی مبل نشسته، یه حوله دستشه. آکوتاگاوا میاد کنارش میشینه و بدون هیچ حرفی شروع می‌کنه به خشک کردن موهای آتسوشی.

آتسوشی خشکش میزنه.

**آتسوشی:** *(آروم)* خودم می‌تونم...

**آکوتاگاوا:** *(بدون نگاه کردن)* میدونم.

ولی ول نمی‌کنه. انگشتاش آروم لای موهای سفید آتسوشی حرکت می‌کنن. آتسوشی چشماشو میبنده.

چند دقیقه بعد آکوتاگاوا حوله رو میذاره کنار. آتسوشی چشماشو باز می‌کنه و میبینه آکوتاگاوا خیلی نزدیکه، نگاهش روی صورت آتسوشیه.

**آکوتاگاوا:** *(زمزمه)* آتسوشی...

**آتسوشی:** *(نفسش بند میاد)* هوم؟

آکوتاگاوا آروم خم میشه. اول پیشونیشو میبوسه - آروم و طولانی. بعد نگاهش میره روی لبای آتسوشی.

**آکوتاگاوا:** *(زمزمه)* میتونم؟

آتسوشی جواب نمیده. فقط کمی سرشو بالا میاره.

آکوتاگاوا لبخند کمرنگی میزنه و لبشو میذاره روی لبای آتسوشی - این بار آروم‌تر و طولانی‌تر از همیشه. دستشو میذاره روی گونه‌ی آتسوشی، انگشتاش آروم روی پوستش حرکت می‌کنن.

آتسوشی دستاشو میذاره روی سینه‌ی آکوتاگاوا. قلب آکوتاگاوا داره تند میزنه.

وقتی جدا میشن، هر دو نفس نفس میزنن.

**آتسوشی:** *(مثل لبو قرمز، با صدای خش‌دار)* ریونوسوکه... قلبت داره تند میزنه.

**آکوتاگاوا:** *(گوشاش قرمزه، رو برمیگردونه)* ...خفه شو.

آتسوشی میخنده - اون خنده‌ی گرمی که آکوتاگاوا عاشقشه.

**پایان قسمت ۲۳** 🤍🖤
دیدگاه ها (۱)

سفید و سیاه🤍🖤# قسمت ۲۴: «حسادت» 🤍🖤**صحنه ۱ - بیرونی: خیابون ...

دو قطب مخالف💙🧡پارت سی و یکم✨️💫# قسمت ۳۱: «آرامش» 🔥❄️**صحنه ۱...

دو قطب مخالف💙🧡پارت سی✨️💫# قسمت ۳۰: «اعتراف به همه» 🔥❄️**صحنه...

سفید و سیاه🤍🖤# قسمت ۲۲: «دیدار دوباره» 🤍🖤**صحنه ۱ - بیرونی: ...

سفید و سیاه🤍🖤پارت نوزدهم⚡️# قسمت ۱۹: «شب آروم» 🤍🖤**صحنه ۱ - ...

سفید و سیاه🤍🖤پارت هفدهم⚡️# قسمت ۱۷: «اسمم رو صدا کن» 🤍🖤**صحن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط