خواهم که با خیال تو شبها به سر برم

#خواهم که با خیال تو شبها به سر برم
خود می برد خیال تو از دیده خواب را...
دیدگاه ها (۲)

#مثل باران بهاری که نمی گوید کیبی خبر در بزن و سرزده از راه ...

#تو با سپاه چشمانت آمدیمن با شعر سپیدماین جنگ ناعادلانستکشته...

#روزها پُر و خالی می‌شوند؛ مثلِ فنجان‌هایِ چای،در کافه‌هایِ ...

#شاعر شدم که با قلم ساحرانه‌امدر قاب شعر، عشق تو را جا کنم، ...

کاریکلماتور ( خوشخیالی )

بوسه زنم بر لب رخسار و دست توکی می برم ز خیال آن نگه می پرس...

سر پیری اگر معرکه ای هم باشد....من تو را.باز تو را.....باز ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط